عطر وجود

عطر وجود

ای آشنا به عطر وجودت مشام ما/ بیگانه نیست طعم دهانت به کام ما

چشم تو کار میکده را می‌کند چه باک/ گر خود تهی ز بادۀ ناب است جام ما

ریزان به جان ماست دمادم شرار تو/ جاری به یاد توست سرشک مدام ما

نقل محافل آن لب شیرین کلام توست/ ترجیع بند زخم زبان‌هاست نام ما

فرخ طلوع ابروی جانان ز ماه نو/ فرخنده تر طلیعۀ بدر تمام ما

یک ره گذار ما چو بر آن آستان فتاد/ بست آسمان به حلقۀ زلفت زمام ما

سودای خال تا حجرالاسودم کشاند/ نقش خیال وصل کشید استلام ما

قلبم کبوترانه چرا می‌تپد مگر/ شاهین عشق پر زده امشب به بام ما

با عقل گو که در پی نخجیر ما مباش/ صید کسی است این دل آهو خرام ما

گویند سهم هر کسی از شمع خنده‌ای است/ چیزی ز شب نماند و نیامد سهام ما

طی شد بهار عمر، «ندا» ساغری بگیر/ زان پیشتر که خط زند ایام نام ما

محمدعلی خسروی (ندا)

 

بایگانی اشعار