ماه حجاز

ماه حجاز

گر عقل پیر در همه‌جا چاره‌ساز بود/ کی در مقام توبه به مستی نیاز بود

بهر نجات گمشدگان طریق عقل/ هر جا و هر زمان در میخانه باز بود

از فیض جام اوست گر این ناتوان شبی/ بر بام آرزو به فلک هم‌طراز بود

آن شب که اختر از لب مه می‌گرفت جام/ ما را نظر به ساغر ماه حجاز بود

با طاق ابروان تو معمار آسمان/ زد طرح قبله‌ای که نمازش نیاز بود

بردی تو عقل را به تماشای عشق و حال/ با ناز نرگسی که پر از رمز و راز بود

آدم به شوق خلق نکویت ز غم رهید/ وز یمن نام دوست فرودش فراز بود

محتاج یک نظاره‌ام ای آنکه در جهان/ هر جا دمید حسن رخت کارساز بود

آنجا که لفظ، داعیۀ شرح عشق داشت/ حتی سخن ز عین حقیقت مجاز بود

پژواک مهر او نشد از دل جدا «ندا»/ تا نغمه‌ساز آن صنمی دلنواز بود

محمدعلی خسروی (ندا)