جمهوریت و اسلامیت نظام

جمهوریت و اسلامیت نظام حجت‌الاسلام والمسلمین خسروی دربارۀ اهمیت جمهوریت نظام اسلامی کشورمان گفت: اسلام در این کشور، بدون جمهوریت و بدون اتکا به مردم قابل دوام و قابل پیاده شدن نیست.

به گزارش خسروی‌نامه به نقل از شفقنا، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی خسروی، مشاور پژوهشی مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره) و عضو مجمع روحانیون مبارز دلیل تأکید امام(ره) بر عنوان «جمهوری اسلامی» و اینکه نباید یک کلمه کم یا یک کلمه بیش باشد را این نکته می‌داند که تمام انتظارات دموکراسی و مردمی بودن در واژۀ «جمهوری» و تمام محتوای آرمانی هم در کلمه «اسلامی» خلاصه می‌شد. او اعتقاد دارد نکته‌ای در بیانیۀ امام(ره) بعد از شمارش آراء و اعلام روز دوازدهم فروردین به عنوان روز جمهوری اسلامی مورد توجه کمتری قرار گرفته است و آن این است که طبق بیانات ایشان، روز جمهوری اسلامی روز امامت امت است یعنی امت، امام است و مردم، پیشوایی نظام را به عهده گرفته‌اند، حجت‌الاسلام والمسلمین در این‌باره گفت: نظر مردم یعنی جمهوریت، رکن رکین این نظام است که هرگاه و با هر بهانه و عنوانی تضعیف شود، در حقیقت اسلام تضعیف شده است. اسلام در این کشور بدون جمهوریت و بدون اتکا به مردم قابل دوام و قابل پیاده شدن نیست.

شفقنا: از زمان تشکیل جمهوری اسلامی برخی مطرح می‌کردند که جمهوریت و اسلامیت با یکدیگر قابل جمع نیستند و عده‌ای دیگر معتقد بودند که اسلام مد نظر امام(ره) در مقابل اصول جمهوریت قرار ندارد. نظر شما چیست و این دو واژه با چه نسبتی کنار هم قرار می‌گیرند؟

امام‌خمینی(ره) که تئوریسین و طراح اصلی نظام جمهوری اسلامی است هم در ارائه طرح و هم در تحقق و اجرای آن نقش منحصر به فرد داشت، چنانکه در تبیین محتوای نظام و تعیین نوع و شکل آن نیز نقش اساسی را به عهده داشت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی طبیعی بود که اولین اقدام باید تعیین نظام سیاسی کشور باشد. جمهوریت تنها گزینۀ مطرح برای نظام سیاسی کشور بود. امام(ره) معتقد بودند که قالب این نظام باید جمهوری و محتوای آن اسلامی باشد. این جملۀ معروف امام(ره) که فرمودند: «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد» در شرایطی مطرح شد که در ایام همه‌پرسی نظام یا همان رفراندم عناوین مختلفی از سوی شخصیت‌ها و گروه‌ها ارائه شده بود؛ برخی به جمهوری دموکراتیک معتقد بودند، گروهی اسلامی را هم اضافه کرده بودند و «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را پیشنهاد می‌دادند و برخی تنها کلمه «جمهوری» را کافی می‌دانستند. اما امام(ره) بر عنوان «جمهوری اسلامی» تأکید داشتند. زیرا تمام انتظارات دمکراسی و مردمی بودن در واژۀ «جمهوری» و تمام محتوای آرمانی هم در کلمۀ «اسلامی» خلاصه می‌شد.

امام(ره) نظر شخصی خود را ابراز داشتند و با اعتمادی که ملت به امام(ره) داشت نظر مردم هم همین بود. این عنوان به رأی مردم گذاشته شد و با رأی اکثریت قریب به اتفاق مورد پذیرش ملت ایران واقع شد.

نکتۀ حائز اهمیت اینکه امام(ره) کلمۀ جمهوری اسلامی را نه بعد از پیروزی انقلاب، بلکه حدود پنج ماه قبل از آن در پاریس مطرح کرده بودند. در اسناد موجود در صحیفۀ امام در وقایع بیستم مهر 1357 آمده است، وقتی خبرنگاری از امام(ره) سؤال می‌کند که «منظور شما از جمهوری چیست؟» ایشان می‌فرمایند: رژیم جمهوری اسلامی یک رژیمی است متکی بر آرای عمومی و قانون اساسی‌اش منطبق بر قانون اسلام است.

حضرت‌امام(ره) از ابتدا به نظر و رأی مردم عنایت ویژه داشتند. در همان زمان بعضی‌ها به رأی گذاشتن کلمۀ «حکومت اسلامی» را پیشنهاد داده بودند، اما امام(ره) آن را هم نپذیرفتند، زیرا در جمهوریت است که مردم نقش اصلی را ایفا می‌کنند.

در اینجا مطلبی را می‌خواهم عنوان کنم که کمتر مورد توجه قرار گرفته است و جای تأمل بسیار دارد. آن نکته این است که بعد از شمارش آراء و اعلام روز دوازدهم فروردین به عنوان روز جمهوری اسلامی، امام(ره) بیانیه‌ای صادر کردند. امام(ره) در ابتدای بیانیه، آیۀ شریفۀ: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه» را ذکر نمودند، و در متن بیانیه از واژگان «نجعلهم ائمه» استفاده‌ای پرمعنی کرده‌اند و فرمودند: «در این روز (روز جمهوری اسلامی) خداوند تعالی بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود که قدرت مستعضعفین است، در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملت‌های مستضعف نمود». بعد از آن با عبارت «من در این روز مبارک که روز امامت امت است...» مطلب را ادامه دادند.

نکتۀ فوق العاده مهم و قابل دقت در این جمله تعبیر «امامت امت» بدون حرف واو در وسط آن است. امام(ره) نفرمودند روز امامت و امت. روز امامت امت یعنی امت، امام است و در این روز، امت و مردم پیشوایی نظام را به عهده گرفته‌اند. این تعبیر بسیار جالب و روشنگر است به ویژه برای کسانی که مردم را در تعیین سرنوشت خود هیچ‌کاره می‌پندارند و معتقدند رأی و نظر مردم زینت و حد اکثر موجب تقویت حاکمیت است. اما در دیدگاه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی، امامت و پیشوایی از آن امت است و این مردمند که پیشرو هستند و همه امور باید به دست آن‌ها تعیین شود.

اساساً رمز موفقیت امام(ره) و رمز پیروزی انقلاب اسلامی، اعتماد فوق‌العاده‌ای بود که رهبری انقلاب به مردم داشت. نظر مردم یعنی جمهوریت، رکن رکین این نظام است که هرگاه و با هر بهانه و عنوانی تضعیف شود، در حقیقت اسلام تضعیف شده است. اسلام بدون جمهوریت قابل بقاء و قابل پیاده شدن نیست، این یک واقعیت است. کسانی که عرق دین دارند و دلسوز اسلام هستند، اگر بخواهند اسلام در این کشور بماند و پیش برود و دل‌ها را تسخیر کند، باید بدانند راهی جز احترام به آرای اکثریت جامعه یعنی همان جمهوریت نیست، در غیر این‌صورت عده‌ای به تدریج راه خود را از اسلام و عده‌ای نیز با حفظ دین خود راهشان را از حاکمیت جدا خواهند کرد. که هرگز چنین مباد.

شفقنا: می‌توان تعبیر امام(ره) از جمهوری اسلامی یعنی امامت امت را در بیانیۀ ایشان «مردم‌سالاری» معنی کرد؟ پرسش دیگر اینکه حاکمیت مردم در قرائتی از اسلام که مدنظر امام بود، با مردمسالاری مطرح در جمهوریت و همینطور مردم‌سالاری گفته شده در بند شش قانون اساسی جمهوری اسلامی چقدر سازگارند؟

 

تئوری حضرت‌امام(ره) که در نجف با ولایت فقیه آغاز شد و در ایران هم با حضور پر برکت 10 سالۀ امام(ره) پیاده شد، مراحلی را طی کرده است. در هر مرحله از آن مشاهده می‌شود که امام(ره)، نقش بیشتری را برای مردم قائل شدند. در نظام ولایی مورد نظر امام(ره)، همۀ مسئولان به نوعی از طریق آرای مردم انتخاب می‌شوند، از مسئولان اجرایی کشور گرفته، تا قانون‌گذاران مجلس و خبرگان ملت و رهبری نظام و در یک کلمه «همه کارگزاران نظام» اجازه و مشروعیت خود را برای ادارۀ کشور از مردم می‌گیرند و این مردم‌اند که به تعبیر زیبای امام‌خمینی(ره) ولی نعمت مسئولان هستند و احدی را بر آنان منتی نیست. این ساز و کاری بود که امام(ره) و خبرگان ملت در قانون اساسی، با هوشمندی برای حفظ و تداوم نظام جمهوری اسلامی پی‌ریزی کرده‌اند.

بلی! می‌توان گفت مردم‌سالاری به تعبیری همان امامت امت است. تأکید و اصرار بیش از حد امام(ره) در مقاطع مختلف روی نقش مردم به عنوان صاحبان اصلی کشور حاکی از آن است که این طرح در اندیشۀ امام(ره) از مبانی عقلی و شرعی مستحکمی برخوردار بوده است.

اگر امام(ره)، فقیه و مرجع تقلید نبود، شاید بعضی تصور می‌کردند که ایشان اطلاعات عمیقی از فقه و مبانی دینی ندارند که این‌گونه نظر می‌دهند؛ در حالی که امام(ره) قبل از آنکه رسماً قیام کنند، حتی پیش از 15 خردادماه 1342 یک مرجع تقلید و مجتهد جامع الشرایط بودند. ایشان پیش از تشکیل جمهوری اسلامی، حدود 40 سال کرسی تدریس فقه و اصول را در مهم‌ترین حوزه‌های علمیۀ شیعه یعنی قم و نجف به عهده داشته است لذا دیدگاه‌های ایشان را در زمینۀ حقوق مردم باید نظر یک مجتهد و فقیه دینی دانست تا اظهار نظر یک کارشناس و مصلح بزرگ سیاسی.

به عنوان نمونه نظر شما را به یکی از فتاوای ایشان در زمینۀ حق الناس جلب می‌کنم که نشان دهندۀ نگاه دقیق امام(ره) به این مسئله است. در سال 1362 نخست‌وزیر وقت، جناب آقای میرحسین موسوی از ایشان استفتائی کردند که در جلد هجدهم صحیفۀ امام، صفحۀ 185 آمده است. از امام(ره) سؤال می‌شود که: «از آنجا که در بعضی از شعبات بانک‌ها و ادارات، انجام فریضۀ نماز به صورت جماعت و در اول وقت موجب سوءاستفاده یا اضرار به بیت‌المال می‌گردد، این سؤالات مطرح است: در صورتی که نماز جماعت در اول وقت باعث افت تولید یک کارخانه شود یا اختلالی در امر تولید به وجود آورد، آیا مسئول کارخانه می‌تواند از کارکنان بخواهد تا نماز را بعد از اتمام کار بخوانند؟»

امام(ره) پاسخ داده‌اند که: «باید نماز را بعد از اتمام کار بخوانند و اگر کارخانه دولتی است، مسئول هم نمی‌تواند اجازه دهد».

سؤال بعدی روشن‌تر از این است که: «اگر در شعبه‌ای از بانک‌ها یا ادارات از بخش‌نامۀ دولت مبنی بر اقامۀ نماز جماعت سوءاستفاده شود و کار مردم تعطیل گردد، آیا می‌توان اقامۀ نماز را به اتمام وقت اداری که حدود ساعت 2 بعد از ظهر است محول کرد؟»

فتوای امام(ره) این است: «لازم است پس از وقت اداری نماز بخوانند».

مبنای فتوای امام روشن است، زیرا نماز در اول وقت یک عمل مستحب مؤکد است اما وقتی موجب تضییع حقوق مردم می‌شود با حق الناس تعارض پیدا کرده است و چون اضرار به غیر و ضایع کردن حق مردم حرام مسلم است باید از آن عمل مستحب صرف‌نظر کرد. امام(ره) به عنوان یک فقیه فتوا می‌دهند که اصلاً شما این مستحب را باید ترک کنید و به کار واجب بپردازید. نگاه امام در حق الناس و مردم‌سالاری بسیار واضح و مبرهن است. ایشان برای مردم کرامت، حرمت و شخصیت قائل بودند تا آنجا که اگر کاری صددرصد مستحب و فضیلت است، وقتی با حق الناس تعارض پیدا می‌کند، ترجیح با حق الناس و امور مردم است. از این نکته می‌توان نتیجه گرفت که در نظام فکری امام(ره) حقوق مردم همچون حق الله از جایگاه و اهمیت بالایی برخوردار است که هیچ مصلحت دیگری به منزلت و جایگاه آن نمی‌رسد.

شفقنا: حاکمیت مردم در جمهوری اسلامی جز انتخابات در چه عناصری تعریف و در ابعاد جزئی‌تر چگونه معنا می‌شود؟

بخشی از حاکمیت مردم به صورت قانون در آمده که با ساز و کار قانونی قابل اجراست و راهی جز این هم وجود نداشته است. به این دلیل که اگر تک‌تک مردم بخواهند در امور کشور دخالت کنند، کاری پیش نمی‌رود. وقتی مردم با آزادی و رأی خود اشخاصی مانند رئیس جمهور یا نماینده‌ای را برای ادارۀ اموری تعیین کنند آن‌ها باید بر اساس آئین‌نامه‌ها، ضوابط و مقرراتی که به تصویب قانون‌گزاران رسیده است انجام وظیفه نمایند و طبعاً همۀ مردم باید تمکین کنند. زیرا معنای دموکراسی و مردم‌سالاری هرج‌ومرج نیست، بلکه به این معناست که همه تحت ضابطه و قانونی باشند که خود آن را پذیرفته‌اند.

البته از سوی دیگر نباید جایگاه اخلاق و انصاف را در اجرای قانون فراموش کنیم زیرا دو چیز آفت قانون‌گرایی و مردم‌سالاری است، یکی برخوردهای خشک و خشن و توأم با اهانت در اجرای قانون و دیگری تبعیض و بی‌عدالتی در عمل به قانون. علت بسیاری از قانون‌شکنی‌ها، سرخوردگی‌ها و بی‌اعتمادی‌ها در همین دو نکته نهفته است زیرا اگر مردم در عمل ببینند که بر اساس فرمایش پیامبراسلام(ص) همه در پیشگاه قانون چون دندانه‌های شانه برابرند، ناهنجاری‌های اجتماعی به طرز قابل محسوس کاهش می‌یابد و اکثر مردم خود پیش‌قدم در اجرا و حفظ قانون خواهند بود. چنانکه تجربۀ آن در عصر پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) در تاریخ مضبوط است.

مقصود و مفهوم مردم‌سالاری جز این نیست که قانون برای خوشبختی و رشد و کرامت انسان‌ها تدوین و تصویب شود و نیز با دست مردم و نظارت آنان به مرحلۀ اجراء درآید. این همان چیزی است که محرک اصلی مردم برای قیام و انقلاب بود و «جمهوری اسلامی» به خاطر آن تأسیس شد. پس قانون و انتخابات را بهانه‌ای برای ضایع کردن حقوق مردم و از بین بردن کرامت انسان‌ها قرار دادن، نقض غرض است.

حضرت‌امام(ره) در مراحل مختلف تأکید داشتند که اگر مسئولان چهرۀ اسلام را مخدوش نشان دهند، گناه بزرگی را مرتکب شده‌اند. کسی که پشت میز اداره با ارباب رجوع برخوردی خارج از اصول اخلاقی، دینی و انسانی داشته باشد و موجب بدبینی آن فرد به نظام و حکومت دینی شود، مرتکب معصیتی شده است که جبران آن آسان نیست.

پیامبرگرامی‌اسلام(ص) هدف اصلی رسالت خود را در یک پیام کوتاه خلاصه فرموده است: «إنما بعثت لأتمم مكارم الأخلاق». ایشان در این سخن پرمغز هدف رسالت را تکمیل اخلاق و تهذیب نفوس دانسته است. این آرمان کلی باید در همۀ امور مد نظر باشد.

متأسفانه در دهۀ گذشته جریانی در این کشور شکل گرفت که حرمت‌ها را شکست و زمینۀ گسترش غیبت و تهمت و افترا را در سطح کلان جامعه فراهم کرد؛ به گونه‌ای که به تدریج قبح دروغ، تهمت، آبروریزی و حرمت‌شکنی در سطح وسیعی در جامعه از میان رفت. به طوری که امروز اگر بخواهیم به نقطۀ قبلی برگردیم حتی با بسیج همۀ امکانات تربیتی و بهره‌گیری از معلمان اخلاق در همۀ محافل و رسانه‌ها متأسفانه بازگرداندن فضای ایمانی جامعه و بازسازی اعتماد گذشته امری محال به نظر می‌رسد.

فاجعه‌آمیزتر آنکه برخی افراد این گناهان کبیره را با نیت خدمت به دین و به بهانه حفظ نظام مرتکب می‌شدند. این تفکر خطرناک که ریشه در افکار خوارج و منحرفین دارد آسیب‌های جدی به باور پاک نسل جوان زده است. بدیهی است یک نظام و حکومت هر قدر قوی و مقتدر باشد، اگر اصول اخلاقی را در جامعه نهادینه نکند در باطن، نظامی ضعیف، سست و به شدت آسیب‌پذیر خواهد بود و ناچار است برای بقای سلطۀ خود هر روز بر قوۀ قهریه و سیستم‌های ایجاد رعب و وحشت بیفزاید.

علت تأکیدهای امام(ره) بر تهذیب نفس و خودسازی همین بود. شاید کمتر سخنرانی‌ای در میان سخنرانی‌های ایشان پیدا کنید که حداقل یک‌سوم آن در زمینۀ تهذیب نفس نباشد. امام(ره) به خوبی تشخیص داده بودند که در هر اقدامی باید تقوا، اخلاص، پاکی و ایمان حرف اول را بزند. این بود که در هشت سال دفاع مقدس، در خط مقدم جبهه، پشت جبهه و در تمام ایران نورانیت، اخلاص، گذشت، ایثار و فداکاری بدون چشم‌داشت موج می‌زد.

ولی وقتی مادیت، مقام، حکومت و دنیا برای ما اصل شد و اخلاق و عقیده به حاشیه رفت کم‌کم به این مرحلۀ خطرناک رسیدیم که همه شاهدیم که فساد در نقاط حساسی از لایه‌های اجتماعی و سیاسی ما ریشه دوانیده است. گسستی که امروز بین نسل جوان با برخی مبانی دینی و در مواردی با نظام جمهوری اسلامی مشاهده می‌شود، به نظر می‌رسد قبل از آنکه ناشی از توطئۀ دشمنان باشد (که قطعاً هست و نقش آن‌ها قابل انکار نیست) بیشتر به تغییر روندی بازمی‌گردد که ما در برخورد با مسائل کلان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه داشتیم لذا تنها راه حل آن نیز بازگشت به همان روحیۀ ایمانی حاکم در زمان امام(ره) و بازاندیشی تفکر ایشان در زمینۀ جامعیت اسلام و احترام همراه با اعتقاد به جمهوریت نظام است.

شفقنا: تقریباً همۀ روؤسای جمهور ایران تا امروز از محدودیت اختیارات و وظایف خود گله داشته‌اند و بعد از چند دهه هنوز بحث‌هایی سر این موضوع مطرح می‌شود. از نگاه شما محدودۀ تعریف شده برای اختیارات ریاست جمهوری برای اجرای قانون اساسی کفایت می‌کند؟

نظام حکومتی در ایران، نظام نوپایی است و فقط فرم و شکل خود را از نظام‌های غربی گرفته است، وقتی می‌خواهد با فرهنگ بومی ایران و تعالیم اسلام پیاده شود، طبیعتاً در گذر زمان مشکلات خود را نشان خواهد داد. بر این اساس قانون اساسی پیش‌بینی کرده است که هر از چند گاهی توسط صاحب‌نظران از طریق رفراندوم یا تغییر بعضی از اصول قانون اساسی این مشکلات را حل کند.

به طور مثال در ابتدای انقلاب و در قانون اساسی نهادی به نام مجمع تشخیص مصلحت نظام وجود نداشت، اما در طول زمان وقتی مشاهده شد اختلاف نظر بین مجلس و شورای نگهبان گاهی به حدی می‌رسد که قابل حل نیست برای شکستن این بن‌بست مجمعی به نام مجمع تشخیص مصلحت نظام پیش‌بینی شد و تا به حال نیز کاربرد فراوانی داشته است.

مشکل دیگری که خود را نشان داد، دوگانگی تصمیم‌گیری اجرایی کشور بود. در آن زمان دو نهاد ریاست جمهوری و نخست‌وزیری وجود داشت. اما بعد به این نتیجه رسیدند که پست نخست وزیری حذف شود تا پاسخگویی ریاست جمهوری شفاف‌تر شود. در طول چند دهۀ گذشته به تدریج مشکلات جدیدی نیز ظهور یافته‌اند که برای آن‌ها نیز باید فکری کرد.

در اینجا پرسشی مطرح می‌شود که رئیس‌جمهور چگونه می‌تواند نسبت به همۀ مسائل کشور پاسخگو باشد با اینکه بخش عمده‌ای از امکانات مهم رسانه‌ای، اقتصادی و فرهنگی کشور از اختیار او خارج است؟ برخی از این مراکز قدرتمند و خارج از نظارت دولت و مجلس، حتی می‌توانند در صورت لزوم در نظم اقتصادی کشور ایجاد اختلال کنند.

نمونۀ دیگر فرهنگ‌سازی است؛ آیا فرهنگ‌سازی جامعه تنها به عهدۀ دولت و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است؟ چنان‌که می‌دانیم زمام فرهنگ کشور به دست وزیر ارشاد نیست بلکه این وزارتخانه بخشی محدود از امور فرهنگی را عهده‌دار است و بخش عمده‌ای از آن توسط امامان جمعه و جماعات، حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها، شبکه‌های گسترده و متعدد صداوسیما و دیگر مراکز فرهنگی تعیین می‌شود که هر کدام به گونه‌ای در امر فرهنگ‌سازی دخیل‌اند. بر این اساس اگر اختیارات ریاست جمهوری همین اندازه باشد، پس باید انتظارات را هم در همین سطح تنزل داد. در این‌صورت لازم است جهت آگاهی مردم اطلاع‌رسانی شود، تا انتظارات جامعه به میزان اختیارات ریاست جمهوری باشد. با این حساب باید برای آن سازوکاری اندیشید.

شفقنا: امروز با گذشت بیش از سه دهه از 12 فروردین‌ماه 1358، چقدر به آرمان‌های انقلاب و اهداف تعریف شده برای جمهوری اسلامی که مردم بر اساس آن‌ها رأی خود را به صندوق‌ها انداختند، نزدیک شده‌ایم و امروز چقدر به گفتۀ امام(ره)، مردم، امام هستند؟

به طور قطع پیشرفت‌هایی که در زمینۀ دموکراسی داشته‌ایم، با گذشته قابل مقایسه نیست. چراکه تحولات بسیار چشم‌گیر بوده است و ما از یک نظام استبدادی شاهنشاهی خفقان‌آور نجات پیدا کردیم. در حال حاضر مردم هر از چند گاه یکبار پای صندوق‌های رأی می‌روند و تصمیم می‌گیرند. تاکنون نیز ثابت شده است که تصمیم‌شان هم نتیجه‌بخش بوده است. اگر در مرحله‌ای هم مشکلی پیش آمده است و مردم ناراضی بودند، در مرحلۀ بعد تصمیم‌شان اثرگذار بوده است.

انصاف این است که سازوکار تعریف شده برای این نظام، بسیار فراتر از آنچه دیگران ممکن است در تبلیغات خود بگویند، پیشرفت به دنبال داشته است و قابل مقایسه با گذشته نیست. در عین حال باید اذعان کرد که پیشرفت‌ها، با توجه به ظرفیت نظام و آمادگی مردم، به هیچ وجه در حد مطلوب و انتظار نبوده است.

شفقنا: چرا؟

مردم برای آرمان‌های فوق‌العاده بزرگی حرکت کردند و انقلاب را رقم زدند که امروز به بخشی از آن دست یافته‌ایم. گرچه در مقطعی به بخش‌هایی از آن آرمان‌ها رسیده بودیم، اما در مقاطعی درجا زده‌ایم، گاهی هم عقب‌گرد داشته‌ایم.

به طور مثال یکی از مهم‌ترین شعارها و اهداف امام(ره) و مردم، قبل و بعد از پیروزی انقلاب این بود که حاکمیت در نظام اسلامی با قانون است؛ امام(ره) در یک جا فرموده است که: «شخص هیچ حکومت ندارد در اسلام ولو آن شخص، رسول خدا باشد». معنای آن این است که آنچه در جمهوری اسلامی باید حکومت کند، فقط و فقط قانون است. اگر چنین است، هیچ مدیر و هیچ مسئولی نباید به مردم زور بگوید و اگر کسی برای دادرسی به پیش قاضی رفت نباید لکنت زبان پیدا کند و باید بتواند با کمال شجاعت حرفش را بزند. درحالی که برخی از مسئولان، خواسته و نظر خود را برتر از قانون می‌دانند و به ارباب رجوع می‌گویند: «هر جا می‌خواهی برو! آخر کار باید پیش من بیایی و آنچه که من می‌گویم همان می‌شود». اتفاقاً همان هم می‌شود!

هدف اصلی امام(ره)، نظام و شهدا این بود که «من»ها «ما» شوند. و به جای «من»، امت امامت کند. شهدا برای حاکمیت اسلامی به شهادت رسیدند که در آن حاکمیت، حرف اول را قانون می‌زند. خوشبختانه تحولات جامعه نشان می‌دهد که آگاهی مردم بسیار بیشتر شده است و به تدریج در حال نزدیک‌تر شدن به این آرمان‌های مقدس هستیم، امیدواریم به جایی برسیم که همۀ مسئولان، خود را موظف به اجرای قانون ولو دربارۀ خود و اطرافیان خود بدانند و خط قرمزی برای محاکمه و مجازات متخلف نداشته باشیم.

اسلام و انقلاب این خط قرمزها را برداشته بود. متأسفانه در سال‌های گذشته این خط قرمزها توسط کسانی که خود باید نگهبان قانون اساسی باشند دوباره برگشت و رسماً اعلام شد برخورد با فلان معاون، خط قرمز من است. و این چیزی جز بازگشت استبداد نبود که خوشبختانه جریان انقلاب در حال پس زدن آن‌هاست.

شفقنا: با توجه به فاصله‌ای که اشاره کردید در حال حاضر از آرمان‌ها وجود دارد، چه راهی برای طی سریع‌تر این مسیر پیشنهاد می‌دهید؟ آیا باید یک تحول قانونی و حقوقی رخ دهد یا یک تحول فرهنگی برای جهت‌دهی و سرعت بخشیدن به گام‌ها در این مسیر نیاز است؟

تحول قانونی لازم است، اما کافی نیست. ما قانون خوب کم نداریم، مشکل اصلی در اجرای قانون است. وضعیت این مملکت باید به جایی برسد که همه احساس کنند حرف اول را قانون می‌زند. این تنها با کار فرهنگی ممکن است و باید فرهنگ‌سازی شود.

شفقنا: مردم در اینجا چه نقشی دارند یعنی این فرهنگ‌سازی را باید دولت و حکومت انجام دهند یا خود مردم باید دست به کار شوند و این تغییر نگرش‌ها را ایجاد کنند؟

تجربه نشان داده است که آگاهی مردم، مسئولان فرهنگی و دولتی و حکومتی را وادار خواهد کرد که به اجرای قانون تن در دهند و اگر خلأ قانون وجود داشته باشد قوانینی متناسب با خواست مردم تصویب کنند، بنابراین باز هم نقش مردم کارساز است.

البته انتظار هست که مسئولان زودتر بفهمند و در این مسئله پیش‌قدم باشند که بحمدالله در بخش‌هایی از دستگاه‌ها این عزم و اراده مشهود است، اما تنها راه شکستن بن بست‌ها آگاهی مردم در تمام سطوح نسبت به حقوق خودشان است. مسئولان نظام جمهوری اسلامی هم بخشی از مردم هستند و خارج از مردم نیستند.

اگر نوع نگاه مسئولان دولتی و دستگاه‌های مختلف و خود مردم به حکومت دینی بر مبنای آنچه که امام(ره) می‌فرمودند و می‌خواستند و عمل می‌کردند تنظیم شود آرمان‌های انقلاب دست یافتنی است، به ویژه با توجه به رسانه‌های مدرن و گسترده‌ای که امروز در فضای مجازی در دسترس مردم قرار دارد و قابل انسداد هم نیست، بسیار زودتر از آنچه ما فکر می‌کنیم مردم به خواستۀ خود که تحقق اهداف اسلامی در سایۀ مردم‌سالاری و جمهوریت است، دست خواهند یافت.