آفت تردید و مشاعره‌ای با جناب خیام

آفت تردید و مشاعره‌ای با جناب خیام چه بسیار جوانانی که ذهن جستجوگر آنان از هضم برخی مسائل و رفتار مسئولان درمانده است و با مشاهدۀ عملکرد برخی افراد شاخص زمینۀ بقاء بر تردید در آن‌ها تقویت شده است.

وجود شک و تردید و ماندن بر سر دو راهی، آفت بزرگی است که موجب رکود، بدبینی، واپسگرایی و عقب‌ماندگی است.

این آفت اگر به سراغ اهل سیاست برود آنان را از تصمیم‌گیری بهنگام و اقدام سریع بازمی‌داد و در نتیجه، فرصت مناسبی را برای دشمن جهت ضربه زدن فراهم خواهد ساخت. تشخیص سریع و خروج از تردید و اقدام قاطع مهمترین ابزار موفقیت در امور سیاسی است.

اگر این آفت در امور اجتماعی ظاهر شود آثار و عواقب سوء آن دامن‌گیر همۀ اقشار می‌شود. فی المثل شخص خیّری که به ندای فطرت انسانی، آماده خدمت به دیگران است ممکن است دچار تردید شود و تخیلات منفی او فعال گردد. مثلاً با خود بگوید شاید موارد مهم‌تر وافراد مستحق­تری در جامعه وجود داشته باشد، پس باید صبر کنم تا نتیجه ملموس­تری را از خدمات خیرخواهانه‌ام در جامعه بیابم، از این رو اقدام خود را به آینده موکول می‌کند آینده‌ای که چه بسا هرگز آن را نخواهد دید. این‌گونه افراد تحت تأثیر امواج شک و تردید که از جنود ابلیس است فرصت خیر رسانی را از دست می‌دهند. این کلام چه حکیمانه است که گفته‌اند: در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست.

و اما اگر آفت تردید به سراغ عقیده و ایمان آمد آثار مخرب آن بیش از عرصۀ اجتماع و سیاست خواهد بود. چه اینکه اعتقادات پایه و اساس است و دیدگاه‌های اجتماعی و سیاسی بر آن استوار است.

ناگفته نماند عارضۀ شک و تردید در سنین آغازین جوانی امری طبیعی است و پلی است که جوان را از مرحله تقلید به قرارگاه تحقیق می‌رساند. اینگونه تردیدها در زمانی خاص که مقدمۀ بررسی و تحقیق باشد عطیه‌ای الهی است تا انسان را با اعتقاداتی راسخ، که خود به دست آورده است، تا آخر عمر بیمه کند. امّا درجا زدن بر روی این پل و تا دیرزمانی در فضای تردید به سر بردن حاصلی جز فرسایش ذهن، بی‌عملی، بی‌تصمیمی و حیرت بی‌حاصل نخواهد داشت.

ریشه‌های تردید

بیماری شک و تردید دلایل و علت‌های گوناگونی می‌تواند داشته باشد؛ از شبهات فکری و فلسفی گرفته تا زمینه‌های روحی و اخلاقی مانند سوء ظن، توجیه تنبلی، راحت طلبی، فرار از مسئولیت وغیره. در اینجا قصد پرداختن به آن‌ها نیست. اما لازم می‌دانم به دو عامل بیرونی اشاره کنم:

1. شبهه‌افکنی و سیاه‌نمائی دشمنان

یکی از عوامل مهم تردید ایجاد شبهه و یأس است که با هدف سیاسی یا منافع مادی و یا حتی با انگیزه‌های علمی و فرهنگی صورت می‌پذیرد. این عامل یعنی «شبهه‌آفرینی به منظور ایجاد تردید» تازگی ندارد و همزاد با تاریخ بشر است. به شک انداختن دیگران و ایجاد تزلزل در باورها همواره حربه‌ای کارساز برای رسیدن به آمال و اهداف فرهنگی و مادی بوده است و در نقطه مقابل، بهره‌مندی از گوهر «یقین» که در آموزه‌های دینی از آن به «­­­ایمان» تعبیر می‌شود، اساسی‌ترین عامل موفقیت و تأمین‌کنندۀ سعادت دنیوی و اخروی است.

در قرآن کریم کمتر واژه‌ای به فراوانی «ایمان» و مشتقات آن تکرار شده و بر ارزش آن تأکید گردیده است. بر اساس تعالیم قرآنی کسی که خداوند را باور کرد و راه شریعت او را پذیرفت، باید بداند که شیاطین جن و انس در کمین‌اند تا با ایجاد راه‌های فرعی و شبهات گوناگون ایمان و یقین را از او سلب کنند. که اگر به این هدف دست یافتند فتح سنگرهای بعدی آسان است. تأکیدهای فراوان آیات و روایات بر جایگاه رفیع «ایمان» و درجات عالی «یقین» به همین دلیل است. بنابراین یکی از مهم‌ترین عوامل شک، تحریکات دشمنان است.

2. سوء عملکرد دوستان

عامل دیگری که تأثیر آن در ایجاد تزلزل فکری کمتر از شبهه‌آفرینی دشمنان نیست رفتار غلط و کردار نابجای دوستان است. چه بسیار جوانانی که ذهن جستجوگر آنان از هضم برخی مسائل و رفتار مسئولان درمانده است و با مشاهدۀ عملکرد برخی افراد شاخص زمینۀ بقاء بر تردید در آن‌ها تقویت شده است. زیرا مردم وقتی سخنان بزرگان و صاحب‌منصبانی را که در مقام ستاره‌های راهنما بر مدار بلند هدایتی جامعه در حرکتند، می‌شنوند و سپس فاصلۀ بسیار زیاد عمل را تا سخن می‌سنجند، چه بسا در انتخاب راه دچار شک و تردید جدّی شوند. و به تعبیر معلم بزرگ اخلاق، امام‌خمینی(ره) با خود بگویند شاید در پشت کتاب چیز دیگری نوشته شده که ما را از آن مطلع نکرده‌اند. اینجاست که باید به خداوند پناه برد که مبادا کسانی به خیال اینکه به تقویت اعتقاد مردم می‌پردازند عملاً در مسیر تضعیف باورها و تشدید تردیدها گام برداشته باشند. سخن جاودانۀ پیشوای بزرگ اسلام، امام‌صادق(ع) چقدر حکیمانه و عمیق است که فرمودند: «کونوا دعاة للناس بغیر السنتکم؛ مردم را با غیر زبان [یعنی با عملتان] به سوی حق فرا بخوانید».

چنانکه می‌دانیم در سال‌های اخیر عوامل متعدد با شیوه‌های مدرن دست به دست هم داده و فضایی شک‌آلود را برای نسل جدید فراهم کرده‌اند. و از سوی دیگر زمام فرهنگ‌سازی جامعه عملاً در دست کسانی بوده است که گرچه دارای حسن نیت‌اند ولی به علت نوع نگاهشان به انسان و فرهنگ و دین و یا به هر دلیل دیگر، در زدودن شبهات و تحکیم ایمان و یقین توفیق چندانی نداشته‌اند، اگر نگوییم در برخی موارد بر تردیدها افزوده‌اند! امید است در فضای مبارکی که بحمدالله به وجود آمده است زمینۀ حضور اصحاب دانش و بینش در عرصه‌های تأثیرگذار فرهنگی فراهم‌تر شود و برکات این حضور در تحکیم ایمان و باورهای معنوی ظاهر شود.

به هر حال نگرانی‌ها در بُعد فکری و اعتقادی جوانان جدی است. اخیراً با یکی از دوستان بر سر موضوعی بحثی داشتم. با اینکه آن موضوع امری سیاسی بود ولی از کلام او چنین برمی‌آمد که گویا همه چیز در این عالم پوچ و بی­معنی است. چراکه مثلاً فلان کسانی که داعیۀ دین‌مداری داشتند چنین و چنان عمل کردند، پس باید در اصل دین تردید کرد!!! آن‌گاه برای اثبات سخن خود به این شعر منسوب به خیام استدلال کرد.

قومی متفکرند اندر ره دین/ قومی به گمان فتاده در راه یقین

می ترسم از آنکه بانگ آید روزی/ کای بی خبران راه نه آن است و نه این

من در اندیشه فرو رفتم که یک سوء عملکرد چگونه می‌تواند ده‌ها استدلال متین و محکم بوعلی سینا و خواجه نصیر طوسی را نقش بر آب کند، و یک نسیم تردید چگونه نهال‌های نوپای اندیشه را که در اعماق ریشه ندوانده و سطحی بار آمده‌اند به چپ و راست خم می‌کند. با اینکه دستیابی به گوهر یقین برای پویندگان راه حقیقت چندان هم مشکل نیست. زیرا خداوند خود وعده فرمود است که: «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا؛ کسانی که برای یافتن حقیقت در راه ما بجدّ تلاش کنند ما راه‌های دستیابی به حق را برای آنان فراهم می‌کنیم».

البته ممکن است کسانی را عقیده بر این باشد که رباعی مذکور قابل توجیه است. در پاسخ باید گفت این شعر گرچه به ظاهر زیبا است اما با اندکی دقت معلوم می‌شود که علاوه بر اینکه محتوای آن از هرگونه نظم منطقی بی‌بهره است، بر خلاف اشعار حافظ که با کنایه و ایهام حاوی مفاهیم بلندی از مسائل عرفانی و انتقادی است، از این رباعی جز شک و تردید در اصل دین مفهوم دیگری استنباط نمی‌شود.

اینجانب، پس از شنیدن رباعی یادشده از زبان آن برادر، به رغم احترام خاصی که برای خیام، شاعر گرانقدر ایرانی، از لحاظ ادبی و هنری قائلم فارغ از اینکه این رباعی از خود او یا منسوب به اوست (چنانکه در پژوهش‌های ادبی و اظهارنظر محققان انتساب برخی از این رباعی‌ها را به خیام مشکوک بلکه مردود دانسته‌اند) این رباعی را در پاسخ آن سرودم:

آن‌کس که به حکم عقل شد پیرو دین/ هرگز نشود جدا ز اصحاب یقین

بر خیز و ندای حق ز هر گوشه شنو/ چون بی‌خبران به کنج غفلت منشین

سپس سه رباعی دیگر بر همان قافیه سرودم که هر یک به نوعی در مقام تقویت یقین و طرد تردید است، و ذیلاً تقدیم علاقه‌مندان و ادب‌دوستان می‌شود:

با این همه راه، راه غفلت مگزین/ بیهوده در آستان حیرت منشین

از خود به در آ که کاروان رفت و رسید/ گویی تو هنوز ره نه آن است و نه این

* * *

جز پرتو مهر و لطف آن ماه مُبین/ در جلوۀ خورشید و رخ ماه مَبین

آیات کلام او ز آفاق شنو/ آفاق جمال او در آیات ببین

* * *

قومی به هوای دوست دل بسته به دین/ قوم دگر از راه خرد جسته یقین

عالم همه راه اوست ای بی‌خبران/ بر سالک حق راه هم آن است و هم این

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی خسروی