اختلاف میان روحانیت و روشنفکران ایمان مردم را هدف قرار می‌دهد

اختلاف میان روحانیت و روشنفکران ایمان مردم را هدف قرار می‌دهد حجت‌الاسلام والمسلمین خسروی تبعات اختلاف بین روشنفکران و روحانیون را متوجه عقیده و ایمان مردم دانست و اظهار امیدواری کرد که فاصله این دو قشر کاهش یابد.

به گزارش خسروی‌نامه به نقل از شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی خسروی، فراز و فرود رابطه روحانیت با روشنفکران در دهه های اخیر را مورد بررسی قرار داد و اظهار کرد: در این مورد ابتدا باید معنای روشنفکری مشخص و بررسی شود تا رابطه روحانیت با روشنفکری معلوم شود. تعبیر روشنفکری می تواند هم بار مثبت و هم بار منفی داشته باشد، اگر روشنفکری به معنای مقابله با احکام دین و شکستن حدود و مرزهای عقیده باشد، این نوع روشنفکری در جامعه اسلامی جایگاهی ندارد و قطعا این تعبیر مورد نظر نیست.

او ادامه داد: اما اگر روشنفکری به معنای یافتن راه حل برای شکستن بن بست ها و نوآوری در دین البته در چارچوب اصول پذیرفته شده قرآنی باشد، این معنی مورد نظر و مورد تأیید اکثر روحانیون است. حضرت امام خمینی (ره) که با روشنفکران غرب زده شدیدا مخالف بود و تفکر آنان را مایه وابستگی فرهنگی و سیاسی می دانست، خود از روشنفکرترین افراد و روحانیون سده اخیر بود. حتی حضرت امام(ره) خود واژه روشنفکر را در مورد کسانی که آنها را دارای چنین ویژگی می دانسته به کار برده است. از جمله در پیامی که بمناسبت ارتحال عالم ربانی مرحوم آیت الله سیدروح الله خاتمی صادر نمودند با وصف روشنفکر از ایشان تجلیل کرده اند.

خسروی به تعبیر روشنفکری در اندیشه امام خمینی(ره) اشاره کرد و افزود: روشنفکر در فرهنگ حضرت امام(ره) روحانیون و کسانی هستند که دین را فلسفه زندگی می دانند، وقتی دین فلسفه زندگی شد و پذیرفتیم که دین برای زندگی بهتر در دنیا و سعادت آخرت آمده، در این صورت است که برای شکستن بن بست ها در حیات اجتماعی باید راهکارهایی پیدا کرد، اگر دین را به این معنا تفسیر کردیم، در این صورت دین باید مطابق تحولات زمان پیش برود. اینجاست که فاصله بین دو دسته از روحانیون و مرز بین روحانیون روشنفکر و غیر روشنفکر آشکار می شود.

او اظهار کرد: روحانیونی که با اندیشه  امام(ره) همسو هستند و معتقدند که دین می تواند و باید جامعه را اداره کند؛ این دسته از روحانیون با روشنفکران دینی هرگز سر مخالفت نداشته اند، گرچه در بعضی مسایل ممکن است اختلاف نظر داشته باشند، متأسفانه در دهه اخیر روحانیونی که دارای چنین طرز تفکری بودند در حاشیه قرار گرفتند و به تدریج از مراکز مهم سیاسی و اجتماعی کنار گذاشته شدند، خصوصا به مراکز مهم و تأثیرگذار فرهنگی مانند رسانه ملی به ندرت دعوت می شوند. نماد این تفکر در گذشته شخصیتهایی چون آیت الله مطهری و آیت الله بهشتی و امثال آنان بودند و امروز هم در بین روحانیون کم نیستند کسانی که از همان آبشخور نوشیده اند و صاحب اندیشه نو در مباحث چالشی هم در عرصه معارف دینی و هم در عرصه احکام و شریعت هستند. غیبت این افراد و ضعف حضور آنان در متن فرهنگ جامعه خسارت های فراوان داشته که یکی از آنها فاصله ای است که میان دو قشر روحانی و دانشگاهی تا حدودی ایجاد شده است. در دهه گذشته عوامل مختلفی موجب شد تا بین روحانیت متعهد و روشنفکران دانشگاهی آن ارتباط و تعامل لازم برقرار نشود و چه بسا در اثر همین دوری یک سلسله اشکالات و انحرافاتی هم پیدا شده است.

مشاور پژوهشی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، به موانع موجود برای برقراری ارتباط سازنده میان روحانیت و روشنفکران دینی اشاره و تصریح کرد: اگر بخواهیم ریشه ای این موضوع را بحث کنیم باید بیشتر به کنکاش در مکتب فکری نویی که حضرت امام(ره) مطرح کردند، برسیم، دیدگاه امام در مورد اسلام به تعبیر خودشان این بود که دین  فلسفه زندگی است، اگر چنین باشد ما ناچار هستیم یک سلسله تحولات را در برخی موضوعات دینی بپذیریم، در همین نقطه است که اصطکاکی با روحانیونی که سنتی نامیده می شوند، پیش می آید و بعضی ها تغییرات را بر نمی تابند و تصور می کنند که روحانیون روشنفکر نسبت به احکام الهی سست هستند. در صورتی که تعبد در برابر فرامین الهی شرط اول دین و روشنفکری دینی است. اتفاقا بر خلاف تبلیغات دیگران، روحانیون روشنفکر که یکی از شاخصه های آنان همراهی با امام در روزهای غربت در قم و نجف بوده و عمدتا امروز در حاشیه قرار گرفته اند در تعبد و عمل به مستحبات و پرهیز از مکروهات برای کسانی که از نزدیک با آنان حشر و نشر دارند الگو و اسوه اند.  فرق این دسته از روحانیون با دیگران در مسایل شرعی این است که اینها معتقدند برخی از موضوعات که تا دیروز حرام شرعی بودند، امروز به خاطر تغییر عنوان و کاربری آن اساسا از موضوع حرام خارج شده اند؛ مانند شطرنج که به عنوان آلت قمار تا دیروز حرام بود، اگر امروز بازی با شطرنج حرام نیست نه به خاطر تسامح  و لاابالیگری در دین است بلکه به خاطر این است که معتقدند امروز دیگر شطرنج به عنوان آلت مخصوص برای برد و باخت  نیست.

او با بیان اینکه برخی روشنفکری را به اشتباه با اصلاح طلبی یکی می دانند و در مقابل اصول گرایی قرار می دهند، گفت: در بین اصولگرایان افراد روشنفکر، به این معنی، کم نیستند چنانکه در میان اصلاح طلبان هم افراد متحجر وجود دارند، گرچه روشنفکری دینی و مبانی آن با نوع تفکر و وجه غالب اصلاح طلبی بیشتر سازگار است تا اصول گرایی. اما اینکه ما بخواهیم روشنفکری دینی را اختصاص به یک قشر خاص بدهیم، تصور اشتباهی است، مساله روشنفکری دینی فراتر از تقسیم بندی های مرسوم جامعه است، یکی از علل اینکه روحانیت و روشنفکران دینی نتوانستند در دهه اخیر آن چنان که شاید و باید با هم به توافق برسند، اختلافاتی بوده که دیگران بین این اقشار ایجاد کردند و تصورات و توهماتی میان این دو ایجاد شده است.

او ادامه داد: برداشتن این توهمات نیازمند یک محیط عقلانی و آرام است که من فکر می کنم اگر چنین محیطی فراهم شود دور از غوغاهای سیاسی بسیاری از این افراد چه اصلاح طلب و چه اصول گرا، چه روحانی و چه دانشگاهی می توانند زیر یک چتر واحد جمع شوند و بسیاری از بد بینی ها که ناشی از جدایی ها و عدم فهم تفکرات یکدیگر است  خود بخود حل می شود والبته گویا حل آن به صلاح عده ای نیست  که نمی گذارند چنین فضای همدلی برقرار بماند.

خسروی در پاسخ به اینکه اگر اختلاف میان این دو نهاد همچنان ادامه داشته باشد، تبعات آن به چه بخش هایی آسیب وارد می کند؟ گفت: تبعات این اختلاف شامل همه بخش ها خواهد شد مخصوصا عقیده و ایمان مردم هدف قرار خواهد گرفت؛ کم کم ممکن است عده ای به این نقطه برسند که اساسا دین از حل مشکلات جامعه عاجز است، اگر ما نتوانیم مسایل دینی را مطابق تحولات زمان با مبانی و دستورات شرعی که در اختیار داریم، تطبیق دهیم و راه حل پیدا کنیم قطعا بسیاری از مشکلات در جامعه حل نخواهد شد و گناه آن را به گردن دین خواهند انداخت که متاسفانه ما امروز شاهد آن هستیم. در صورتی که دین اسلام آن چنان که از قرآن، روایات، سیره ائمه و روش بزرگان به دست می آید، به عنوان آخرین دین الهی توانایی این را دارد که در هر شرایطی جامعه را اداره کند و به سعادت برساند. البته این امر نیازمند این است افرادی که دین را برای جامعه بیان می کنند نوع نگاهشان به فرهنگ، انسان، مبانی دینی و تحولات زمان مانند امام خمینی(ره) همه جانبه و واقع گرا باشد و آموزه های دینی را مطابق با روح دین و در چار چوب قرآن و سنت ارایه کنند.