سرّ مقبولیت استاد شهریار

سرّ مقبولیت استاد شهریار بیست و هفتم شهریور، سالروز درگذشت استاد سیدمحمدحسین شهریار به نام «روز شعر و ادب» نامگذاری شده است. جایگاه بلند استاد شهریار در سپهر ادب آذری و پارسی گرچه مستغنی از تعریف و توصیف است، اما عرصه‌های خیال و هنر نمایی این نادره دوران آنچنان گسترده و بیکرانه است که هر چه در این باره گفته شود باز هم کم است.

بیست و هفتم شهریور، سالروز درگذشت استاد سیدمحمدحسین شهریار به نام «روز شعر و ادب» نامگذاری شده است. جایگاه بلند استاد شهریار در سپهر ادب آذری و پارسی گرچه مستغنی از تعریف و توصیف است، اما عرصه‌های خیال و هنر نمایی این نادره دوران آنچنان گسترده و بیکرانه است که هر چه در این باره گفته شود باز هم کم است.

از این رو بی مناسبت نخواهد بود لحظاتی کوتاه عطر خیال او را استشمام و در گلستان هنر او گلگشتی داشته باشیم و به برخی از ویژگی‌های شعر راستین که در کلام او موج می‌زند اشاره کنیم.

شعر ماندگار و اثرگذار شعری است که حداقل یکی از سه ویژگی زیر را دارا باشد. و هر سه ویژگی، فراتر از حد مطلوب، در اشعار استاد شهریار نمایان‌اند:

 

1. گسترش زیبایی

اگر شعر را بازتاب جذبه‌های شورانگیز خلوت خیال بدانیم، شاعر کسی است که توانسته است سرمستی خود را از مشاهده لطایف معنوی در آن بهشت روحانی با دیگران به اشتراک بگذارد و با به کارگیری هنرمندانه کلمات موزون، دریچه‌ای به عالم پر رمز و راز جهان معنی گشوده و همنوعان خود را نیز از آنچه خود احساس کرده و لذت برده خبر کند. بازگویی هنرمندانة زیبایی‌های عالم هستی و ارائه آن در قالب شعرموهبتی است الهی که نصیب برخی افراد به مقتضای طبع و طبیعت آنها می‌شود. سخن سرایان و شاعران هر کدام، به میزان گستره اندیشه و ادراک خود، در این وادی گام نهاده و به گسترش زیبایی‌ها و توسعه اندیشه‌های پاک و تلطیف روح و روان انسان‌ها و پدید آوردن جامعه‌ای عاری از کینه و خشونت و بد دلی کمک کرده اند. نقش استاد شهریار در این عرصه نقشی بی بدیل است. کلام سحرآمیز او توانست دل‌های مشتاق فراوانی را مجذوب آفریده‌های فکر و خیال خود کند و انبوهی از علاقه‌مندان عشق و هنر را همراه خود به گشت و گذار در بوستانی ببرد که از کثرت گل‌های رنگارنگ و تنوع آنها هر بیننده‌ای را به اعجاب وا می‌دارد. هنر تصویر سازی، مضمون پردازی، انسجام کم نظیر حروف و کلمات، فراوانی آرایه‌های لفظی و صنایع بدیعی به‌ویژه در اشعار ترکی شهریار، که زبان مادری اوست، حیرت آور و در حد اعجاز است و به قول استاد سخن سعدی: بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس/ حد همین است سخندانی و زیبایی را.

 

2. فرهنگ سازی

عنصر شعر یکی از اثرگذارترین عناصر فرهنگ ساز و تمدن آفرین در تاریخ جوامع بشری است. بسیاری از ایده‌های ناب و معارف بلند انسانی ماندگاری خود را مدیون این کلام سحر‌آمیز هستند که سینه به سینه و دهان به دهان از نسلی به نسل‌های بعدی منتقل شده است و این نشانگر ظرفیت بی همتای کلام موزون در حفظ و انتقال سنت‌ها و اندیشه‌های متعالی از گذشتگان به آیندگان است. استاد شهریار در این عرصه نیز کاری کرد کارستان؛ و در آثار خود از جمله «حیدر بابا» بسیاری ازسنت‌های پسندیده دینی و ملی را چون مثل سائر بر زبان‌ها جاری و نهادینه کرد، و بدون اغراق می‌توان ادعا کرد که استاد شهریار فرهنگ بومی و مردمی آذربایجان را احیا و جاودانه كرد.

 

3. واگویی دردها

شعر وقتی رنگ جاودانگی به خود می‌گیرد که ترجمان دردها، رنج‌ها، کاستی‌ها و آرزوهای سرکوب شده بشری باشد و در عین حال از تقویت حس امید، و ترویج روح جوانمردی، پاکبازی، محبت، شجاعت، نوع دوستی و دیگر فضایل انسانی غفلت نورزد. شعر شهریار به‌ویژه حیدر بابای او فرهنگنامه درد و رنج انسان‌های همروزگار اوست. این شاعر دلسوخته همه دردمندان را با خود همنوا کرده و با سوزناک‌ترین عبارات، به صورتی بس هنرمندانه و در پرده ایهام و ابهام، به بیان غم‌ها و درد مشترک انسان‌ها پرداخته است. ولی برخلاف برخی شاعران که خواننده را به بن بست نا امیدی می‌کشانند استاد شهریار به‌دلیل برخورداری از نور ایمان و عقیده توحیدی روزنه امید را همچنان باز نگهداشته و افقی روشن را برای نجات و رهایی بشر ترسیم كرده است.

نکته مهم پس از برشمردن این سه ویژگی این است که استاد شهریارعلاوه بر قدرت طبع و صفای قریحه و لطف خداداد، دارای طبعی منیع بود. او هرگز تن به حقارت و زبونی نداد، با توکل و قناعت زیست و ایمان و شرف خود را به پای زخارف پست دنیوی ننهاد، تا پایان عمر عزت و کرامت و عقیده پاک خویش را حفظ کرد. سرّ مقبولیت استاد شهریار را باید در خلوص و اعتقاد و صفای باطن او جستجو کرد. به همین دلیل است که شهریار محبوب دل‌هاست و پیوسته در ذهن و ضمیر مردم ما حضور دارد و به بلندای آفتاب عشق عمر جاودانه خواهد داشت.

 

خاطره‌ای از استاد مهرداد اوستا

در یکی از روزهای سال 1367، با مرحوم استاد مهرداد اوستا دیداری داشتم. گفتند: فردا عازم هند هستم تا در کنفرانسی با عنوان شهریارشناسی در یکی از دانشگاه‌ها سخنرانی کنم. برای من تعجب آور بود که در دانشگاهی درهند نشست شهریارشناسی برگزارشود و سخنران آن جلسه ادیبی بلند آوازه چون استاد اوستا باشد. پرسیدم شما خود از اساتید بزرگ و صاحب سبک در نظم و نثر هستید مگر شهریار چه ویژگی دارد. پاسخ داد در سخن شهریار چیزی هست که در اشعار دیگران بسیار کمیاب است و آن سهل و ممتنع بودن کلام ایشان است و سپس تمثل کردند به این بیت که مطلع یکی از زیباترین غزلیات استاد شهریار است:

در وصل هم ز شوق تو ‌ای گل در آتشم/ عاشق نبوده‌ای که بدانی چه می‌کشم

مرحوم اوستا می‌گفت: موضوع سخنرانی من هم همین غزل خصوصاً مصرع دوم این بیت است. ایشان همچنان این مصرع را «عاشق نبوده‌ای که بدانی چه می‌کشم» با حالتی اعجاب‌آمیز تکرار می‌کرد و می‌گفت: شهریار با این مصرع ساده دنیایی از احساسات را به شنونده منتقل می‌کند که با یک کتاب هم نمی‌شود این کار را کرد و این ویژگی شاعران بزرگ است که سخنشان سهل و ممتنع است.

 

اشعار ترکی استاد شهریار

گاهی با خود می‌گویم ‌ای‌کاش اساتید زبان فارسی و شعرشناسانی چون استاد اوستا با زبان آذری نیز آشنایی داشتند تا عظمت خیره کننده شهریار را در منظومه «حیدر بابا» مشاهده می‌کردند که چه هنگامه و شوری به پا کرده و چگونه با یک بیت یا مصرعی مخاطب را از خود بیخود نموده و به اعماق دوردست خاطرات تلخ و شیرین می‌برد. به نظر می‌رسد شناخت قدرت هنری و گستردگی آفاق اندیشه و خیال شهریار را باید در سروده‌های او با نام «حیدر بابایه سلام» مشاهده کرد. هرچند اشعار فارسی استاد شهریار نیز بسیار نغز و شیوا است و از سوی بزرگان شعر و ادب همچون ملک الشعرای بهار و جمالزاده و دیگران مورد تحسین قرار گرفته است. ولی برای کسانی که به هر دو زبان آشنایی دارند جای تردید نیست که غنا و زیبایی اشعار ترکی شهریار بسی فراتر از اشعار فارسی اوست.

استاد دکتر مهدی روشن ضمیر در مقدمه شان بر«حیدر بابایه سلام» که در سال 1332 شمسی به چاپ رسیده است، می‌نویسند: «حیدربابا آیینه تمام نمای زندگی است. اغلب گریه است و گاهی خنده. اما همان طوری که «مولیر» در بعضی کمدی‌هایش از کنار تراژدی رد شده است، خنده حیدربابا نیز همیشه اشک آلود است. علت این امر این است که خود شاعر طبعاً و اساساً ملول و محزون بوده و خواننده چهره غمزده وی را تقریباً در همه جای اشعار مشاهده می‌کند، و چون این قطعات از دلی شوریده برون تراویده لاجرم در دلهای خوانندگان نیز تأثیر خاصی می‌گذارد. در کوتاه سخن اگر بنا باشد که لامارتین را «شاعردریاچه» و سولی پرودوم را «سازنده گلدان شکسته» ونیما را «سراینده افسانه» و جهازی را «نگارنده باباکوهی» بنامیم به نظر من شهریار را باید«شاعرحیدربابا» نامید.

 

جدیدترین استقبال از منظومه حیدر بابا

گفتنی است تا کنون شاعران و سرایندگان بسیاری به استقبال «حیدر بابا» رفته‌اند و بر همان وزن و سیاق قطعاتی را سروده‌اند. جدیدترین استقبالی که از حیدر بابا منتشر شده است کتاب «حیدر بابا جوابلاری» از عالم فرزانه آیت الله علی کاظمی اردبیلی است. این روحانی خوش ذوق که سطوح عالی فقه و اصول را در محضر اساتید بزرگی چون آیات عظام بروجردی، مرعشی نجفی، امام خمینی، علامه طباطبایی ـ رحمه‌الله علیهم ـ در حوزه علمیه قم گذرانده و به درجات عالی علمی نائل شده است در ایام فراغت و در گوشه خلوت خود به بند بند قطعات حیدربابا با همان سبک و سیاق و لطافت و زیبایی پاسخ داده است. ایشان این اشعار را در دهه چهل شمسی یعنی بیش از پنجاه سال پیش سروده بودند، ولی از چاپ و انتشار آن امتناع می‌کردند. خوشبختانه اخیراً به همت مؤسسه اطلاعات به زیور طبع آراسته و منتشر گردیده است.

چنانکه می‌دانیم حیدربابا نام کوهی در زادگاه استاد شهریار است. و شهریار این اشعار را خطاب به آن کوه سروده تا آن کوه صدای وی را که صدای انسانیت است به جهان منعکس کند و به گوش همه انسان‌ها برساند. همانگونه که جلال الدین رومی آمال و آرزوهای انسانی خود را از طریق نای نی به گوش همگان رسانده و فرموده است: بشنو از نی چون حکایت می‌کند...

در این منظومه آیت الله کاظمی خود را به جای کوه حیدربابا فرض کرده و از زبان او به استاد شهریار پاسخ می‌دهد. اینک به عنوان نمونه، جهت آشنایی خوانندگان گرامی قطعه‌ای را نقل و ترجمه می‌کنم:

استاد شهریار:

‌حیدربابا سندن یولوم کج اولدی/ عمریم کیچدی گلنمه دیم گج اولدی

هیچ بیلمه دیم گوزلّلرون نج اولدی/ بیلمه‌زیدیم دونگه لر وار، دونوم وار

ایتگین لیک وار، آیرلیق وار، ئولوم وار

یعنی‌ای حیدربابا راهم از تو کج و منحرف شد، عمرم طی شد نتوانستم برگردم، حالا دیگرخیلی دیر شده، هیچ نمی‌دانم زیبا رویانت چه شدند، نمی‌دانستم در دنیا گم شدنها، جدایی‌ها و مردن وجود داشته است.

آیت الله کاظمی:

وقت کچمیوب گله بیلسون گل اوغلوم/ سینم اوسته دویونجان دینجل اوغلوم

روزگارین الی اولسون شل اوغلوم/ گوزلّلرین گوزین یوللاردا قویدی

سنی بیلمم آپاردی ‌هاردا قویدی

یعنی: پسر دلبندم شهریار، هنوز دیر نشده اگر می‌توانی برگردی برگرد و روی سینه ام آرام بگیر، دست روزگار شکسته باد که تو را از من گرفت، هنوز خوبان در انتظار تو چشم به راه‌اند، نمی‌دانم روزگار تو را کجا برده و در کجا رها کرده است.

محمدعلی خسروی